اخلاق که نباشد، دین هم یقینا نیست؛ چرا که ما به ندای پیامبری لبیک گفتیم که فریاد زد «انی بعثت لاتمم لمکارم الاخلاق.» اینکه برای رسیدن به یک جایگاه یا بر کرسی نشاندن حرف خود، از هر دستاویزی آویزان شویم و به هر اقدامی چنگ بزنیم، نه تنها ما را خارج از چارچوب اخلاقی و انسانی قرار میدهد، بلکه صراحتا و به تاکید همه معصومین (ع)، ضامن خدشهدار شدن جدی ایمان و اعتقاد ما خواهد شد.
انتخابات مجلس نهم نهایتا یک هفته دیگر به پایان میرسد اما لکه ننگ «زهرا حائری» تا ابد بر روی پیشانی مسئول روابط عمومی جبهه متحد اصولگرایان و تمامی همبستگان و همدلان با آن میماند. کسانی که به صرف تلاش برا نشستن بر روی صندلیهای سبز بهارستان، از هیچ اقدام غیراخلاقی فروگذار نمیکنند و در این مسیر دست به دامن ساختن ایمیلهای جعلی آن هم با جنسیت مونث میزنند، مطمئن باشند که تنها «عرض خود میبرند» و زحمت هیچکس هم نمیدارند. فقط خودشان میمانند و خدایشان و اعتقادی که نمیدانم به آخرت و عقاب کارهایشان دارند یا ندارند.

نگرانی من اما اینجا نیست؛ نگرانی اصلی من درباره خرداد ۱۳۹۲ است؛ خردادی که اگرچه ما به پر از حادثه بودنش عادت داریم اما با وضعی که دوستان دارند و سنت نامناسبی که در پیش گرفتهاند، به نظر خیلی سیاهتر از گذشته میآید. اصلا بعید نیست در ماههای منتهی به انتخابات ریاست جمهوری، ایمیلی از «آنجلینا جولی» یا «جنیفر آنیستون» به دستمان برسد که اشک میریزند و از ما درخواست میکنند برای یک زندگی بهتر و کشوری آبادتر و همچنین درخشش بیشتر نام ایران کهن در جهان، به آقای... رای بدهیم! به هر حال از کسانی که برای انتخابات مجلس دست به ساختن اکانتهای جعلی میزند، اصلا بعید نیست که برای انتخابات ریاست جمهوری، اکانتی به نام بازیگران و هنرپیشگان هالیوودی درست کنند و به تبلیغ کاندیدای موردنظرشان بزنند.
...
دیروز یکی از دوستان، پیامکی با این مضمون برای من فرستاد: «توصیه امام خمینی (ره) به طلاب و جوانان انقلابی: از دامن جامعه مدرسین جدا نشوید.» در جواب این دوست عزیز، پیامک زدم که: «حرف امام که نور چشم ماست اما اکانت دختر ساختن توسط مسئول روابط عمومی جبهه متحد اصولگرایان دقیقا کجای دامن جامعه مدرسین قرار میگیرد؟!» که با پاسخ «به من ربطی ندارد؛ از خود م. ت سوال کن» مواجه شدم.
پینوشت: یادش بخیر؛ یک زمانی یکی از حامیان جریان نفوذی در دولت هم اکانت «وفا ابونصر» ساخته بود و بعدا مشاور استاندار شد. خدا را چه دیدی؛ شاید م.ت هم مشاور رئیس مجلس شد!
برچسبها:
انتخابات,
جبهه متحد,
آنجلینا جولی,
ریاست جمهوری
+ نوشته شده در شنبه نهم اردیبهشت 1391ساعت 9:18  توسط مهدی عبادلله
|
روزنامههای اصلاحات که تعطیل میشوند، تا یک ماه مراسم عزاداری در سایر رسانههای این طیف سیاسی و عقیدتی برقرار است. تا چهلم و سالگرد آن مرحوم هم به هر بهانهای، یادی از روزنامه مذکور میشود و همه بر طبل گریه و آه و ناله و فغان میکوبند.
...
تاسف میخورم از عدم حمایت حزباللهیها از یکدیگر. نمونهای نداریم که مذهبیها از یکدیگر حمایت کرده باشند و پشت هم در آمده باشند. مناقشات و اختلاف نظرهای سیاسی را آنقدر بزرگ میکنیم که اصل ماجرا یادمان میرود. سایتهای حزباللهی پشت سر هم به خاطر انتقاد از علی اردشیر لاریجانی «مسدود» میشوند ولی ما موضع نمیگیریم؛ چون فلان سایت قالیبافچی است و فلان سایت طرفدار جبهه پایداری.
...
تریبون مستضعفین چند روز قبل از فیلتر شدن، خواستار فیلتر شدن رجانیوز شده بود و الان رجانیوز خبر فیلتر شدن تریبون را به افتضاحترین حالت ممکن منتشر میکند. دست مریزاد به این همه حزباللهیگری! پای صحبت هر کدام هم که مینشینی، خروار خروار ادعای پای کار انقلاب بودن و تریبون مستضعفین بودن و پیگیر آرمان رجایی بودن دارند.
...
«به خدا که هماهنگی این مردم در باطل خویش و پراکندگی شما در حق خود، دل را میمیراند و اندوه را تازه میگرداند.» - نهجالبلاغه، خطبه جهاد
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم اسفند 1390ساعت 11:2  توسط مهدی عبادلله
|
إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَ لَا تَحْزَنُوا و َأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِی کُنتُمْ تُوعَدُونَ
۱- مشکل دقیقا همینجاست. ما را نشناختهاند و نمیدانند که این «ان الذین قالوا...» مثل خیلی از شعارهایی که تاکنون دادهاند، شعار نیست؛ باور ماست؛ اعتقاد ماست؛ نظر وعمل ماست. مشکل از همینجاست که اساسا معنای پایداری را نفهمیدهاند. همین عدم برداشت صحیح است که سبب شده خیال کنند با چند مطلب تند در تهران امروز و تهران دیروز و تهران فردا میتوانند این پایداری را از ما بگیرند؛ غافل از اینکه پایداری یعنی در قامت رعنای شهید بهشتی در برابر فحاشی روزنامه بنیصدر. پایداری یعنی خون بر زمین ریخته شهید مطهری توسط متحجرین اصولنما. پایداری یعنی «بنده زیر بدعتهای غیرقانونی نمیروم» در برابر سهمخواهانی که حاضر به پذیرش نظر مردم نیستند. پایداری یعنی ما مکلف هستیم به تکلیف و نتیجه با خداست. پایداری یعنی بالا نگه داشتم علم گفتمان انقلاب اسلامی حتی به قیمت شنیدن بدترین توهینها و تهمتها. پایداران را هم که میشناسید؟ همانها که ظهر عاشورا کنار امام معصوم ایستادند و تیر خوردند تا خراشی به ساحت ولایت نرسد.
۲- یکی از دوستان جالب میگفت که بعضیها حسابی پای کار «ان الذین قالوا ربنا الله» هستند اما به «ثم استقاموا» که میرسند، بدجوری رفوزه میشوند. و همین، خط پایداران را از دیگران جدا میکند. حالا میخواهند اسمش را بگذارند سهمخواهی، بگذارند وحدتشکنی، بگذارند افراطیگری. مگر به اسم وحدت میان مسلمانان، علی (ع) را خانهنشین نکردند؟ اما شیرحق کسی نبود که زیر بار این جعل عنوانها برود و حاضر به پذیرش یک ائتلاف سیاسی به جای وحدت اسلامی باشد (البته شما بخوانید کلاغ را رنگ کردند و به جای قناری جا زدند.)
۳- در سال ۹۰ به نظر میرسد گفتمان اصولگراییِ سنتی با پیامدها و آفتهای بجا گذشته و کندی و تعلل بیش از حد در حرکت به سمت انتظارات رهبری، دچار «پیری» و فرسودگی شده است و ضرورت گفتمان جوانتر، زندهتر و نزدیکتر به منویات رهبری برای امروز نظام اسلامی احساس میشود. جبهه پایداری انقلاب اسلامی دقیقاً از همین نقطه پا به عرصه وجود گذاشته است. فلسفه تاسیس جبهه پایداری، ایستادگی بر اصول اولیه انقلاب و اصول گرایی ناب، و پر کردن نقصهای و خلاءهای ناشی از تقلیل گفتمانی و پیری و فرسودگی اصولگرایی سنتی است.
۴- حتی اگر همه تصمیم بر بایکوت کامل جبهه پایداری داشته باشند، حتی اگر ۲۰. ۳۰ یک سوم زمان صحبتهای زاکانی (سخنگوی جبهه متحد)، صحبتهای لنکرانی (سخنگوی جبهه پایداری) را پخش کند، حتی اگر همشهری، تهران امروز، شرق، آرمان، مردم سالاری، ایران، روزگار، ملت ما، ایرنا، ایلنا، مهر، تابناک، جهان، الف، خبرآنلاین، فردا، شفاف، مثلث، پنجره و... به دنبال تخریب جبهه پایداری باشند، حتی اگر جبهه پایداری یک روزنامه هم نداشته باشد، حتی اگر ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کار باشند تا جبهه پایداری از اذهان فراموش شود، خدای سوم تیر ۸۴، همان خدای امروز است و بدنه فعال و با نشاط دانشجویان در دانشگاههای اصلی کشور نشان میدهد جریانی که با توکل بر خدا و حمایت معنوی بزرگانی همچون علامه مصباح و حضرت آیت الله خوشوقت پا به میدان گذاشته است، مورد اقبال مومنین خواهد بود.
۵- ما پایداریم بر پایداری... إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَ لَا تَحْزَنُوا و َأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِی کُنتُمْ تُوعَدُونَ.
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم اسفند 1390ساعت 13:11  توسط مهدی عبادلله
|
روزنامه شرق - 21 دی 1390: با توجه به واردات كالا با دلار هزار و 600 توماني و مشكلات توليد، در شش ماه آينده با كمبود بسياري از كالاها و قحط در كشور مواجه خواهيم شد. (+)
...
روزنامه شرق - 15 بهمن 1390: تورهای نوروزی، ده شب فرانسه و سوئیس 3000 یورو و 2300000 تومان

...
تاریخ بسیار زیبا تکرار میشود؛ همان داستان همیشگی نگرانی بورژواها از گرسنگی خلق مظلوم و «مزرعه حیوانات»
برچسبها:
قحطی,
روزنامه شرق,
جامعه,
ایران
+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم بهمن 1390ساعت 10:7  توسط مهدی عبادلله
|
1.ولایت فقیه؛ یا نه، بهتر است بگوییم ولایت مطلقه فقیه! چرا؟ چون
"ولایت بر همه ی امور عمومی مسلمانان به معنای حکومت و تدبیر همه شئون سیاسی و اجتماعی
آنان و حتی فراتر از آن ولایت بر اموال و اشخاص در
صورتی که حکومت اقتضای تصرف در آنها را بنماید. به عبارت دیگر ولایت بر همه ی
اموری که عرفا یا عقلا یا شرعا برای انجام آن ناگزیر باید به حاکم برخوردار از
ولایت و حکومت رجوع کرد، از آنِ فقیه جامع الشرایط است؛ ولایت بر امور عمومی مسلمانان و هم مال و جان مردم به طور مطلق! این گونه ولایت منحصر به قلمرو شئون اجتماعی و سیاسی نیست بلکه شامل امور شخصی آنان
نیز می گردد." (کتاب البیع امام خمینی ج 2 ص 466) حالا این همه مطلق بودن و
ولایت بر همه امور از کجا آمده؟ از این طرز تفکر که "همه اختیاراتی که برای پیامبر و امامان است
از اموری که به حکومت و سیاست باز می گردد برای فقیه نیز
ثابت است و فرق میان ولایت آنان و
فقیه معقول نیست! زیرا والی حاکم هر که
باشد مجری احکام شریعت و اقامه کننده حدود الهی و دریافت کننده خراج و سایر مالیات
و تصرف کننده در آنها بر حسب صلاح مسلمانان است." (کتاب البیع امام خمینی ص
467)
2. اسلام دین خردسیز نیست. یعنی موارد مخالف و متضاد با عقل ندارد."گزاره های خردسیز، یعنی مسائلی که نه فوق عقل بلکه ضدعقل هستند، در زمره
تعالیم آسمانی نخواهند بود. اگر گاهی در بین متون، احادیثی مخالف و متضاد با اصول
عقلی به چشم می خورد... اگر
قابل حمل و تفسیر بر یک معنای معقول و منطقی نباشد، از روایات جعلی به شمار می رود." (اندیشه
اسلامی –حسین عزیزی – صفحه 15) با توجه به این
مسئله این بخش از سخنان شهید مطهری مطابق با عقل و قابل حمل بر تقسیر بر یک معنی
معقول و منطقی هست؟ "اگر واقعا نیازهای عمومی اقتضا می کند که باید مالیات
تصاعدی وضع کرد و حتی اگر ضرورت تعدیل ثروت اجتماعی ایجاب می کند که مالیات به
شکلی وضع شود که از مجموع درآمد مثلا فقط صدی پنج آن به دست مالک برسد و صدی نود و
پنج گرفته شود، باید چنین کرد. حتی
اگر مصلحت جامعه اقتضا می کند که از یک مالک به طور کلی سلب مالکیت شود ... به خاطر مصلحت بزرگتر می توان چنین کاری را بکند." (مرتضی
مطهری– اسلام و مقتضیات زمان)کجای اسلام با این تفکرات سازگار است؟ اما مشکل اینجاست که این اتفاقات به نام دین
تمام می شود و پروسه جدایی دین از مردم به همین علت است که اتفاق افتاده است:"مردم عامی و عادی میان گرایشها و معتقدات حقیقی دین و آداب و رسوم و
ظواهری که از سوی دستگاه های دینی ترویج می شود، فرق نمی گذارند. در نتجیه انتقاد
از این تعالیم و رسوم را حمله به اساس دین تلقی می کنند." (حسین عزیزی – اندیشه اسلامی) خیلی ساده
با این تفکرات و اندیشه ها که ریشه ی خیلی از حرکات است، باعث جدایی مردم و فاصله
گرفتن شان از دین شده.
3. امام خمینی در مورد
حکومت اسلامی نظرشان بر این است که "لازم است که فقها اجتماعا یا انفردا برای
حدود و حفظ ثغور نظام، حکومت شرعی تشکیل دهند. این امر اگر امکان داشت داجب عینی و
اگر نه واجب کفایی است. و در صورتی که ممکن نباشد، از ولایت ساقظ نمی شوند چون از جناب خدا منصوب اند!" (حکومت اسلامی – امام خمینی – ص 57) در حالیکه در اینجا از یک حدیث در مورد انتقال ولایت مسلمانان
به برخی حدیث شناسان در زمان امام محمدباقر استفاده شده که کاملا تفسیر به رای و
برداشت کاملا شخصی از این حدیث و نام حکومت اسلامی شده است. مشکلی که در اصل ولایت
فقیه وجود دارد همین تفسیر به رای از یک حدیث است. مسئله ای که اساس این تفکرات را
با پرسش های جدی روبرو می کند.
4. اما مشکلی که اکثر
جوامع با آن روبرو هستند همین است که خود را ارجح بر همه می دانند آن هم به هر
قیمت در حالیکه "اگر زمام امر ملتی واگذار به کسی گردد که در میان آن ملت
اعلم از او وجد داشته باشد، وضع آن ملت همیشه رو به انحطاط و سقوط خواهد بود. مگر
آنکه مردم از آن راه برگردند و زمام امر را به دست داناترین خود بسپارند."(الغدیر – عبدالحسین امینی – ج 8 - ص 291) با امید به اینکه روزی زمام امر به دست داناترین ملت
سپرده شود.
5. حضرت علی(ع) می
فرمایند "اگر حضور بیعت کنندگان نبود وبا وجود یاوران حجت بر من تمام نمی شد،
حکومت را رها می کردم." (نهج البلاغه خطبه 3)
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم دی 1390ساعت 19:2  توسط مهدی صالحپور
|
درحالی که کشورهای اروپایی و آمریکا سرمایهگذاری
گستردهای را برای توسعه شبکههای اجتماعی در فضای اینترنت به ویژه بر روی «فیس بوک»
و «توئیتر» انجام دادهاند و از طریق این شبکههای اجتماعی به دنبال پیگیری منافع
خود در سایر کشورها هستند
اما امکان استفاده مخالفان غرب از این فناوری علیه منافع این کشورها سبب شده تا شعار
آزادی بیان مدعایی غرب، قربانی دلارهای سبز البته از جیب حکام وابسته عرب شود.
با دامنهدار شدن انقلابهای
اسلامی در خاورمیانه و شمال آفریقا، بسیاری از کشورهای عربی نگران سرایت این موج به
کشورهای خود شدند. از سوی دیگر، بسیاری از انقلابیون نیز با استفاده از این شبکههای
مجازی توانستند ارتباط منسجمی با یکدیگر پیدا کنند و زمینه را برای گسترده کردن موج
بیداری اسلامی در منطقه فراهم کنند. همین واهمه سبب شده تا دیکتاتورهای وابسته برای
رهایی از این خطر بزرگ، دست به لابیهای پشت پرده با شرکتهای اینترنتی بزنند؛ اقدامی
که یادآور دستور حکومتی کاخ سفید به مدیران شرکت توئیتر برای حفظ سطح خدمات خود به
براندازان در جریان آشوبهای خیابانی سال ۸۸ ایران
و همچنین حضور رسمی «مارک زوکربرگ»، مدیرعامل شرکت فیسبوک در جلسه سران کشورهای صنعتی
جهان در اروپا است.
در همین راستا، چندی پیش یک شاهزاده سعودی
از سرمایهگذاری ۳۰۰میلیون دلاری خاندان
سلطنتی عربستان در شبکه اجتماعی «توئیتر» خبر داد. خبرگزاری آسوشیتدپرس با انتشار
این خبر نوشت: «عبدالولید بن طلال» شاهزاده ثروتمند سعودی، اعلام کرد که شرکت سرمایهگذاری
وی ۳۰۰ میلیون دلار را
به سرمایهگذاری در شبکه اجتماعی توییتر اختصاص داده است.
ولید اعلام کرد این شرکت سرمایهگذاری که
تحت مالکیت خاندان سلطنتی سعودی بوده، قصد ورود به بازارهای بینالمللی و سرمایهگذاری
در بازارهای هدف رو به رشد را دارد. شرکت سرمایهگذاری الولید یکی از سهامداران اصلی
بانک سیتیگروپ آمریکا و دیگر شرکتهای بزرگ چندملیتی مانند اپل بوده و همچنین در پروژههای
رسانهای روبرت مرداک، غول رسانهای صهیونیستها از سرمایهگذاران اصلی بوده است.

البته اقدام برای برخورد با شبکههای اجتماعی
اینترنتی که از سوی کشورهای غربی به عنوان نماد اطلاعرسانی و آگاهیبخشی معرفی میشوند، پیش از این
از سوی مدعیان حقوقبشر و آزادی بیان نیز به طور جدی صورت گرفته است؛ به عنوان مثال،
در جریان اعتراضات دانشجویی در انگلیس که چند ماه پیش در خیابانهای لندن شکل گرفت،
سایت اینترنتی شبکه تلویزیونی دولتی انگلیس در یکی از معدود گزارشهایی که از این حوادث
و گسترش خشونتها در انگلیس منتشر کرد، تقصیر را به گردن شبکههای اجتماعی نظیر فیسبوک
و توئیتر انداخت و نوشت: «بیشک، عدهای از کسانی که در این ماجراها دست داشتهاند،
دوست داشتند تا داستان کارهای متهورانهاشان را با تلفن از میان غائله برای بقیه گزارش
کنند. گروه کوچکتری هم بودند که از سر حماقت، با خرابکاری خود عکس یادگاری انداختهاند
و روی شبکههای اجتماعی گذاشتند.»
در جریان این حوادث نیز واهمه از دامنهدار
شدن درگیریها که به گفته کارشناسان بینالمللی به دلیل بهکارگیری خشونت بیسابقه
از سوی پلیس بریتانیا محتمل بود، موجب شد تا مقامات امنیتی و اطلاعاتی این کشور از
برخورد جدی با کسانی که از توئیتر برای اطلاعرسانی اخبار مربوط به تجمعات استفاده
میکنند، خبر بدهند. البته بیبیسی هم که در جریان حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری
ایران در سال ۸۸، بهطور گسترده
دست به تبلیغ این شبکههای اجتماعی زده بود و بارها با تهیه برنامههای مختلف تلاش
کرد تا مخاطبان خود را به سمت استفاده گسترده فیسبوک، توئیتر، فرندفید و سایر شبکههای
اجتماعی بکشاند، آن زمان مشترکان این سرویسها را «مجرم» نامید و اعلام کرد که پلیس
باید دستگیری کسانی را که در توئیتر اقدام به هدایت تجمعات میکنند، مدنظر داشته باشد!
ایالات متحده به عنوان کشوری که داعیه رهبری
آزادی بیان در جهان را دارد نیز از این مساله استثنا نبوده و در جریان اعتراضات جنبش
فتح وال استریت، به طور گسترده اقدام به قطع و حذف صفحات معترضین در فیسبوک و توئیتر
کرد و همچنین از مدیران این سایتها خواست تا از ارائه خدمات به معترضین خودداری کنند.
اکنون باید گفت به نظر میرسد کسانی که
برای ایران نسخه میپیچیدند و از جریان آزاد اطلاعرسانی دم میزدند، خود در هنگام
عمل و دفاع از دولتشان، عملکردی کاملا متناقض با ادعاهای خود دارند؛ تا جایی که حتی
برای آزادی عمل در اقدامات جنایت آمیز علیه مردم معترض در کشور خودشان به دور از جنجال
و پوشش رسانهای، حاضر به پرداخت باج به چند سایت اینترنتی هم هستند.
برچسبها:
توئیتر,
عربستان,
آزادی بیان,
شبکه اجتماعی
+ نوشته شده در شنبه هفدهم دی 1390ساعت 14:53  توسط مهدی عبادلله
|
دولت دهم شهره است به ارائه آمارهای عجیب و غریب؛ از میزان اشتغال جوانان تا ساخت مسکن برای زوجهای جوان. چند روز پیش هم یکی از مسئولان سابق مرکز آمار رسما از دستکاری آمار به دستور دولت خبر داد.
...
میگوید "آمار فروش لوازم آرایش در ماه محرم بیشتر از عید نوروز است." وقتی منبع این آمار خندهدار را از او میپرسم، نهایتا در بهترین حالت به "رضا شاندل" که در محلهشان مغازه فروش لوازم آرایش دارد، میرسم. هر چقدر هم توضیح میدهم و اصرار میکنم که این حرفهای بی اساس، فقط توهین به دختران پاک و معصوم این سرزمین است که در عزای حضرت ارباب، مشکی پوشیدهاند ولاغیر، هیچ توفیری در رای مستند! و آمار مستدل! حضرتشان ندارد.
...
حرف زدن کترهای و بدون منبع یا نهایتا استناد به منبعی در حد بقالی سر کوچه، آفت اصلی فرهنگ شفاهی مردمان کشور من است. براستی، چنین مردمانی را چنان دولتی برازنده است!
برچسبها:
لوازم آرایش,
دولت,
احمدینژاد
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آذر 1390ساعت 11:39  توسط مهدی عبادلله
|
«جان ساورز» رئیس سرویس امنیت خارجی انگلیس موسوم به «MI۶» در نشستی مطبوعاتی که در تاریخ صدسال اخیر سرویس جاسوسی انگلیس بیسابقه بود، با اشاره به برنامههای علمی و فناوری ایران، دیپلماسی را برای توقف این برنامه ناکافی دانست و از لزوم روی آوردن به فعالیتهای جاسوسی و اطلاعاتی برای مقابله با ایران تاکید کرد.
ساورز در سخنان خود تاکید کرد که «نمیتوان روند فعالیتها و پیشرفتهای علمی ایران را با تنها با دیپلماسی مرسوم متوقف کرد. ما به عملیاتهای اطلاعاتی و امنیتی نیاز داریم تا در روند دستیابی ایران به فناوریهای نوین ایجاد مشکل کنیم.» (+)
...
کمتر از یک ماه بعد، دکتر مجید شهریاری و دکتر «فریدون عباسی» مورد تهاجم تروریستهای ناشناس قرار گرفتند که این عملیات، شهادت دکتر شهریاری و جراحت دکتر عباسی را رقم زد. (+)
چند روز پس از این عملیات تروریستی، رادیو اسرائیل صراحتا از این عملیات به عنوان «هشدار جدی اروپا به ایران» برای پایان دادن به فعالیتهای هستهای خود نام برد.
...
در واقع دولت انگلیس صراحتا به خاک جمهوری اسلامی ایران وارد میشود؛ رسما دانشمند کشورمان را ترور میکند و جسورانه آن را رسانهای میکند.
...
نتیجهگیری این موضوع که تسخیر سفارت انگلیس به عنوان خاک رسمی این کشور توسط دانشجویان، درست بود یا نه، با خودتان.
در همین زمینه:
این گزارش را سال گذشته در روزنامه ایران نوشتم
این گزارش را به مناسبت سالگرد شهید شهریاری در سایت رجانیوز نوشتم
برچسبها:
تروریسم,
انگلیس,
ایران
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم آذر 1390ساعت 13:4  توسط مهدی عبادلله
|
"جامعه مون از نظر اخلاقی هنوز اونقدر افتضاح نشده." این جمله ی مهدی خانعلی زاده در واکنش به گزارش کارگری جنسی در کشور که روزنامه شرق منتشر کرده، است. نگاه خوش بینانه ای است نسبت به این مسئله اما... واقعیت در جامعه چیز دیگری را نشان می دهد.
برای اینکه کمی از این حباب خوش بینی ت نسبت به وضعیت اخلاقی جامعه (مخصوصا بحث بداخلاقی های جنسی) کم شود، ارجاع ت می دهم به صفحات حوادث روزنامه ها که آینه ی تمام نمای بدبینی در کشورند. یعنی کافی ست فقط چند روز پشت سر هم روایت های کاملا مستند این صفحات را دنبال کنی تا حتی به نزدیک ترین دوستت هم شک کنی! برای منی که از اواخر دهه هفتاد خواندن روزنامه های پرتیراژ و اصلی (مثل همشهری و ایران و جام جم) به عادت تبدیل شده، و اینکه خواه ناخواه چشمم به این صفحات حوادث) افتاده، تغییر سبک خبرها و تغییر محسوس محتوای این صفحات از آتش سوزی و اختلافات خانوادگی و دعواهای دوستی و تصادف و برق گرفتگی به سمت تجاوز به عنف و آزار و اذیت جنسی و دزدی های 10- 20 هزار تومانی و کلاه برادری های مالی و جنسی، کاملا مشهود و قابل لمس است. حرفم هم این نیست که قبلا این تجاوز به عنف ها، این مسافرکش نماهایی که آدم دزدی می کنند و این آزار و اذیت ها قبلا نبود و حالا هست؛ نه؛ بحث م بر سر این است که نسبت این تجاوزات جنسی و آزار و اذیت ها به کلاهبرداری های مالی و اختلافات خانوادگی، به شدت در حال رشد و این آهنگ به خصوص در 4-5 سال اخیر، در حال افزایش است.
اصلا چرا دنیای اطراف و واقعیت های عینی را نبینیم و به صفحات حوادث روزنامه ها استناد کنیم؟ کافی ست یک ذره نسبت به این مسائل (هم بداخلاقی های جنسی و هم بحث کارگری جنسی) بیشتر حساس شوی، نمونه های عینی زیادی خواهی دید. از شنیده های اطرافیان و لابلای صحبت های دوستان گرفته تا اینکه فقط آخر شب با ماشین یک ساعت خیابان های شهر را گشت بزنی و ببینی چه خبر است. زیاد سخت نیست، ساعت 9 و 10 شب، چند خیابان اصلی شهر (بالا و پایین ش هم زیاد فرقی نمی کند) را بالا و پایین کنی، همین کارگران جنسی که منتظر کارفرمای موقت شان هستند را خواهی دید. برای پیدا کردن همین کارفرماهای موقت هم کافی ست بین دوستان و اطرافیان و آشنایان، کمی از این جامعه ی پاکدامن به سمت جامعه ی مدرن تر بروی تا خیلی راحت به این محفل های شبانه، روابط بین فامیلی، خانه های مجردی، شهرنو ها و حتی همین تجاوزات جنسی اجباری نزدیک شوی. زیاد سخت نیست.
تکذیب شدگان* هم جای خود را دارند. متاسفانه یا خوشبختانه به پاتوق این افراد، نزدیکی و شب ها موقع برگشت از محل کار خیلی راحت می توانی این افراد را از نزدیک ببینی. اما حرف من این اقلیت رسوا نیستند؛ در بین این تکذیبیون، اکثریت خاموشی وجود دارد که باید به بطن جامعه سرک بکشی تا درکش کنی. باید در لابلای جمع های دوستانه الواط و اراذل و اوباش باشی تا بفهمی چه وضع افتضاحی در مورد این مسئله در جامعه وجود دارد. باید در مدارس دولتی پایین شهر درس خوانده باشی تا انحرافات اخلاقی جامعه دبیرستانی و عمق نفوذ این مسائل (چه خودارضایی و چه همجنس گرایی) را لمس کنی. باید پای درد و دل های دخترهای مدارس دولتی و خاص مرکز شهر و بیشتر مناطق مذهبی نشین بنشینی تا از میزان نفوذ این مسئله در بین دختران مطلع شوی و به حال جامعه گریه کنی.
...
"جامعه مون از نظر اخلاقی هنوز اونقدر افتضاح نشده." این جمله خیلی کلی ست. هنوز جامعه از نظر اخلاقی به آن سطح از افتضاح اخلاقی نرسیده که در ملا عام کارگران و کارفرمایان جنسی شغل خود را جار بزنند. هنوز صحبت از خودارضایی و همجنس گرایی و انحرافات اخلاقی تابو ست و زیاد نیستند کسانی که بی پروا از تفکرات منحرف اخلاقی شان صحبت کنند. اما... شیب رشد صعودی این بداخلاقی ها و انحرافات؛ آنقدر هست که بتوان در این مورد به آمارهای تجربی و غیرمستند، استناد کرد. مثل بحث استفاده از ماهواره می ماند. قرار نیست ایسنا آمار دقیق 60 درصدی مردم تهران در مورد استفاده از ماهواره را بدهد، کافی ست به پشت بام خانه تان بروی و یک سر بچرخانی تا از میزان استفاده مردم از ماهواره مطلع شوی. شیب صعود و سقوط ش هم خیلی راحت قابل لمس است. اینکه در پشت بام آپارتمان 16 واحدی همسایه، 4 سال قبل 4 دیش، و امسال 17-18 دیش رو به آسمان علم شده اند، انقدر قابل لمس هست که نیاز به آمار مستند نداشته باشد. این مشکلات و مصائب و این شغل غیررسمی کارگری جنسی هم آنقدر در این سال ها رشد داشته اند که نیاز نیست تا همشهری جوان آمار 85 درصدی خودارضایی پسران دانشجوی دانشگاه امیرکبیر را منتشر کند یا یک پژوهشگر از تجربه دوستی 80 درصد دخترهای دبیرستانی با جنس مخالف آمار بدهد. نیاز نیست صفحات حوادث را مرور کنی و تعداد تجاوزات روزانه جمعی و انفرادی و خانوادگی و در محل کار و دانشجویی و غیره و غیره را بشمری یا تعداد پسران ایستاده در پل کالج را بررسی کنی؛ شیب صعود انحرافات اخلاقی در حال رشد عجیبی ست، خیلی وقت است نقطه ی بحران را رد کرده؛ اما این 2 – 3 سال گذشته، بیشتر به فکر فتنه و جریان انحرافی و انتخابات مجلس نهم و اختلاس 3000 میلیاردی بودیم تا ریشه یابی تجاوزات گروهی خمینی شهر و موارد مشابه.
هنوز دیر نیست اما... روزهای خوبی نداریم. فقط یادم باشد در مورد ریشه ی این مسائل یعنی فقر و جمله ای که در مورد میزان رفاه مردم تهران گفتی، بنویسم. مشکلات اقتصادی مان با این مسائل بی ارتباط نیست.
برچسبها:
لوازم آرایش,
جوانان,
دختران
+ نوشته شده در یکشنبه ششم آذر 1390ساعت 0:22  توسط مهدی صالحپور
|

این مطلب را حدود 6 ماه پیش نوشتم و به شدت به آن معتقد بودم و هستم.
...
این مطلب را سرکار خانم رجبی بزرگوار در مصاحبه با یک سایت خبری بیان کردهاند.
...
قصدم قضاوت نیست؛ در جستجوی جواب و پاسخ به شبهات مطرح برای خودم هستم. احترام ویژهای برای خانم رجبی قائلم و از طرف دیگر نمیتوانم خودم را قانع کنم. شاید شما بتوانید کمک کنید...
برچسبها:
دختران,
ورزش
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم آذر 1390ساعت 11:13  توسط مهدی عبادلله
|